سلام بر همه ی دوستان حقیقی دنیای مجازی
- : ضمن احترام به همه ی دوستانی که محبتشان
همیشه در ارائه ی نظرات شامل حالم شده ، یاد آوری
این نکته ضروری است که تولد شعر محصول یک
پدیده ی کاملا پیش بینی نشده و حالت خاصی است
که در لحظه ی سرودن به وجود می آید . بنابر این
بیشتر باید آن حس و حال در نظر گرفته شود چه بسا
شاعری در حالتی شاد شعری غمگین یا بر عکس آن
می سراید.این را گفتم که بعضی از مخاطبان عزیز با
حالتی بسیار مهربانانه به جای نقد و بررسی شعر و یا
بیان کوتاه حسشان به همدردی با سراینده ی آن
نپردازند ! البته این امکان هم وجود دارد که شاعر
درست منطبق با وضعیت حال و روزش اثری را خلق
کند.در هرصورت ما باید به نقد اثر بپردازیم نه همدردی
با خالق اثر. از همه ی شما صمیمانه سپاسگزار و
ممنونم.
-: این وبلاگ هفتم هرماه به روز می شود بنابراین
دوستان عزیز اگر لطف کرده هرماهه بدون دعوت قدم
رنجه کنند منتی است که بر گردن بنده گذاشته اند.
متقابلا اگر وبلاگ هر کدام از شما درروز مشخصی از
ماه به روز می شود اطلاع دهید تا بدون دعوت عرض
ادب کنم. و اما شعر این ماه:
غوغا
وقتی که رفتی
و دلم تنها تماشا کرد،
برگشتنت را
خوب می دانست و حاشا کرد
حالا که
برگشتی خودت دیدی که چشمانم
امواج اشکت
را گرفت و کار دریا کرد
اما نگفتی
این چه کاری بود ای طوفان
در جزرو مد
عشق گرداب تو با ما کرد
وقتی نشستی
خسته جان در ساحل دردم
بغضم شکست و
عقده هارا اشک ها وا کرد
این را نمی
دانم چرا تنهاصدای تو
آرام مثل آه
خود را در دلم جاکرد
حالا بیا ای
فرصت پرواز در آبی
این آسمان گم
کرده اش را خوب پیدا کرد
در بیت هفتم
مانده بودم ناگهان اشکم
در انتهای
این غزل بارید و غوغا کرد
پ.ن.: شقایق های آبی هفتم هرماه به روز می شود
پ.ن.2: ادامه ی مطلب هم یک بداهه سرایی
جمعی در انجمن شکرستان است .
وقت کردید بخوانید.
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط
خلیل شفیعی در جمعه هفتم بهمن 1390
|